على محمدى خراسانى

75

شرح رسائل (فارسى)

اوامر اطاعت و عصيان ، ثواب و عقاب است ، در چنين موردى ما بحث داريم كه آيا اتيان به جزء مشكوك لازم است يا خير ؟ و ديديم كه طبق محاسبهء عقلى لازم نيست به حكم قبح عقاب بلا بيان . و امّا داستان اوامر موالى نسبت به عبيد : بايد بدانيم كه امر مولى در يك تقسيم به سه قسم مىشود : 1 - اوامرى كه ارشادى محض بوده و هيچ جنبهء مولويت در آنها نيست فى المثل مولائى ليستى را تهيّه كرده و در آن وظائف عبد يعنى بايدها و نبايدهاى او را مشخّص ساخته حال خود اينكه در ليست نوشته : الف : بايد فلان كار را بكنى . ب : بايد . . . كافى است كه محرّك عبد باشد بر انجام بايدها و اين امر مولوى است و مخالفتش موجب عقاب است ولى در پايان اين تنظيم برنامه بار ديگر مولى كتبا يا شفاها بگويد كه : تمام آنچه را در اين برنامه گنجانده‌ام بايد انجام دهى اين صددرصد ارشادى است يعنى اگر اين هم نبود عقل مىگفت : اطاعت مولى لازم است و معصيت مولى حرام و اين بيان مؤكّد همان حكم عقل است و اوامر اطاعت در قرآن از همين قبيل است كه فرموده : أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ . . . * و اوامر اطباء از همين قبيل است و امر به اشهاد عند المعاملة از همين قبيل است و . . . 2 - اوامرى كه مولوى محض هستند و صرفا هدف اصلى انجام مأمور به است و لا غير كه اگر انجام داد مطيع و مثاب و گرنه عاصى و معاقب خواهد بود و بحث ما در همين قسم است و در اين قسم ما قبول نداريم كه بناء عقلا بر احتياط باشد بلكه ملتزم به قبح عقاب مىشويم و مىگوئيم : اگر مولى مىخواست كه ما فلان جزء را هم بياوريم هرآينه بيان مىكرد